الملا فتح الله الكاشاني
111
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آن مينمايد و به آن مؤاخذه مىكند و قوله إِذْ يُبَيِّتُونَ متعلق است به يستخفون يعنى استخفا ميكنند خيانت را آن هنگام كه بشب تذوير و تدبير ميكنند ما لا يَرْضى آن چيزى را كه نمىپسندد خدا مِنَ الْقَوْلِ از گفتن دروغ چه بنى ظفر با يكديگر در شب مشاورت ميكردند بر آنكه طمعه سوگند بدروغ بخورد و چه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله سوگند او را كه مسلمانست قبول خواهد كرد و گواهى ما را خواهد شنيد و بقول يهودى كه كافر است التفات نخواهد كرد وَكانَ اللَّه و هست خدا بِما يَعْمَلُونَ به آنچه ميكنند از تدبير مُحِيطاً احاطه كننده است بعلم و هيچ چيز از حيطهء علم او خارج نيست پس همهء شما را بر وفق عمل حق و باطل جزا و سزا خواهد داد ها أَنْتُمْ آگاه شويد كه شما اى بنى ظفر هؤُلاءِ آن گروهايد از جملهء اهل جاهليت كه جادَلْتُمْ عَنْهُمْ دفع كنيد از خائنان خيانت را بجدال و خصومت فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا جملهء فعليه مبنيه وقوع اولاء است خبر مبتدا و يا صله آن نزد آن كسى كه آن را موصول ميداند فَمَنْ يُجادِلُ اللَّه پس كيست آنكه خصومت كند با خدا و دفع خيانت كند عَنْهُمْ از ايشان يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز أَمْ مَنْ يَكُونُ يا كيست كه باشد عَلَيْهِمْ وَكِيلًا بر ايشان نگهبان كه نگذارد كه ايشان را عذاب كنند و يا حمايت كنندهء كه عذاب از ايشان باز دارد و بعد از تهديد و تقريع و توبيخ بليغ بر حماة خائنان ايشان را اميدوار ميسازد بنجات بوسيلهء توبه و ميگويد وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءاً و هر كه بكند بدى را كه از آن ضرر به غير رسد أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَه يا ستم كند بر نفس خود و به غير متعدى نشود و گويند مراد به سوء ما دون شرك است و يا اول صغيره و دويم كبيره و بر هر تقدير چون به اين اتيان كند ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّه پس طلب آمرزش كند از خدا بتوبه و انابه يَجِدِ اللَّه يابد خدا را غَفُوراً آمرزندهء گناهان او رَحِيماً مهربان بفضل خود بر او و در اين آيه ترغيب طعمه و قبيلهء او است بتوبه و استغفار و خاتمه آيه دليل است بر آنكه اسقاط عقاب تائب از خدا محض تفضل است زيرا كه رحمت و غفران در تفضلات مستعمل است نه در امرى كه واجب باشد بر فاعل آن وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْماً و هر كه بكند گناهى و خواهد كه بىگناهى را بدان تهمت كند فَإِنَّما يَكْسِبُه عَلى نَفْسِه پس جز اين نيست كه مىكند اين عمل را بر نفس خود يعنى ضرر كسب آن اثم از نفس او به ديگرى تعدى